بسم الله الرحمن الرحیم
کیهانشناسی فیزیکی
فهرست فیزیک
فهرست علوم
مکانیک
قول به جاذبه منسوب به ثابت بن قرة
کیهانشناسی فیزیکی
اصل انساننگر-Anthropic principle
رده:کیهانشناسی فیزیکی
Force---نیرو----قوة---
Energy----انرژی----طاقة---
کیهانشناسی فیزیکی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نوشتاری از مجموعهی
کیهانشناسی فیزیکی
Ilc 9yr moll4096.png
گیتی مهبانگ سن جهان گاهشمار مهبانگ
جهان اولیه
[نمایش]
جهان منبسطشونده
[نمایش]
تشکیل ساختار
[نمایش]
آینده جهان
[نمایش]
اجزا
[نمایش]
تاریخچه نظریات کیهانشناختی
[نمایش]
آزمایشها
[نمایش]
دانشمندان
[نمایش]
اثرات اجتماعی
[نمایش]
نشان درگاه درگاه اخترشناسی
نبو
کیهانشناسی(به انگلیسی: Cosmology) مطالعه سرآغاز و سرانجام جهان است. کیهانشناسی فیزیکی شاخهای از دانش فیزیک است که به مطالعه دانشگاهی و علمی سرآغاز، تکامل، ساختار، دینامیک و سرنوشت نهایی کیهان و همچنین قوانین طبیعی که بر آن حکمفرماست، میپردازد.[۱] این دانش در تکاپوی آن است که با اعمال قوانین فیزیکی بر کیهان که به صورت یک منظومه بسته فیزیکی در نظر گرفته میشود، تحول آن به صورت روابط ریاضی استخراج شود. کیهانشناسی دانش بررسی ساختار کلان و تاریخ کیهان است. این دانش به ویژه به جستارهای مربوط به خاستگاه جهان میپردازد. کیهانشناسی مذهبی مجموعهای از باورهاست که برپایه متون تاریخی، مذهبی و اساطیری و سنن مرتبط با خلقت و رستاخیز، بنا شدهاند.
کیهانشناسی فیزیکی توسط رستهای از دانشمندان همچون اخترشناسان، فیزیکدانان نظری، و فیلسوفان دانشگاهی همچون متافیزیکشناسان، فلاسفه فیزیک و فلاسفه فضازمان، مورد مطالعه قرارمیگیرد. کیهانشناسی نوین در تسخیر نظریه مهبانگ که سعی دارد ستارهشناسی رصدی را با فیزیک ذرات بیامیزد.
اگرچه واژه کیهانشناسی نسبتاً جدید است(نخستین بار در سال ۱۷۳۰ توسط کریستیان ولف در کتاب Cosmologia Generalis بهکاربرده شد)، اما مطالعه جهان تاریخی طولانی دارد و مورد توجه دانش، فلسفه و مذهب قرارگرفتهاست. از مطالعات مرتبط با کیهانشناسی میتوان به کیهانزایی که بر روی خاستگاه کیهان تمرکز دارد یا کیهاننگاری که نقشهای از ویژگیهای کلی کیهان را رسم میکند، اشاره نمود. کیهانشناسی با اخترشناسی مرتبط است، اما کیهانشناسی با جهان به عنوان یک کل و اخترشناسی با اجرام آسمانی سر و کار دارند.
محتویات
۱ اصول کیهانشناسی
۲ جستارهای وابسته
۳ منابع
۴ پیوند به بیرون
اصول کیهانشناسی
برای بررسی کیهان اصولی را به نام اصول کیهانشناسی فرض میکنند:
۱-جهان همگن است.
۲-جهان همسانگرد است.
۳-هیچ نقطهای در جهان بر نقاط دیگر ارجح نیست.
بنا به شرایط اولیه و جزییاتی که در نظر گرفته میشود الگوهای متفاوتی برای سرآغاز و سرانجام کیهان پیشنهاد شدهاست.
آن الگوی کیهانشناختی که امروزه مورد پذیرش اکثریت جامعه علمی است به نطریه استاندارد کیهانشناسی مشهور است. مدل مهبانگ نحوه آغاز زمان در این نطریه میباشد.
جستارهای وابسته
عمر کیهان
کیهانزایی
منابع
Introduction: Cosmology - space - 04 September 2006 - New Scientist
مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «کیهانشناسی». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲ آوریل ۲۰۰۸.
پیوند به بیرون
دادههای کتابخانهای
GND: 4114294-9
وبگاه مؤسسه علوم و کیهانشناسی هفت آسمان
در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ کیهانشناسی فیزیکی موجود است.
دانش فضایی وبگاه فارسی دانش فضایی درباره علوم و فناوری فضایی
[نمایش]
نبو
گرایشهای رشتهٔ اخترشناسی
[نمایش]
نبو
تاریخ بزرگ
این یک مقالهٔ خرد پیرامون اخترشناسی است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید.
ردهها:
کیهانشناسی فیزیکیاخترفیزیکفلسفه زمانکیهانشناسینسبیت عام
جهان چگونه بدون نقض قوانین فیزیک، سریعتر از نور منبسط میشود؟
کد خبر: ۹۳۲۰۵۲
تاریخ انتشار: ۰۰ : ۱۴ - ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
خواندنی ها >> خواندنی ها
جهان چگونه بدون نقض قوانین فیزیک، سریعتر از نور منبسط میشود؟
شاید باورتان نشود، اما جهان ما با سرعتی فراتر از سرعت نور در حال گسترش است و این موضوع هیچ تناقضی با نظریهی نسبیت اینشتین ندارد.
فیزیک
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
زومیت: شاید باورتان نشود، اما جهان ما با سرعتی فراتر از سرعت نور در حال گسترش است و این موضوع هیچ تناقضی با نظریهی نسبیت اینشتین ندارد.
وقتی به آسمان شب نگاه میکنیم، در واقع به گذشته سفر میکنیم. نوری که از کهکشانی دور به تلسکوپ ما میرسد، میلیاردها سال پیش سفر خود را آغاز کرده است. اما این سوال پیش میآید: اگر نور با سرعت محدودی حرکت میکند، چگونه میتوانیم کهکشانهایی را ببینیم که بیش از ۱۳٫۷ میلیارد سال نوری از ما فاصله دارند؟ پاسخ در پدیدهی کیهانی شگفتانگیزی نهفته است: انبساط خودِ فضا.
درک فاصله در جهان در حال انبساط، کار سادهای نیست. تصور کنید نوری از یک کهکشان دور به سمت ما میآید. در طول این سفر میلیاردها ساله، خودِ فضا نیز در حال بزرگتر شدن است. بنابراین، فاصلهای که نور طی کرده، با فاصلهی فعلی آن کهکشان تفاوت دارد. کهکشان در زمان انتشار نور، بسیار نزدیکتر به ما بوده است.
برای مثال، نوری که امروز از یک کهکشان بسیار دور به ما میرسد، ممکن است ۱۳ میلیارد سال پیش سفر خود را آغاز کرده باشد. در آن زمان، آن کهکشان شاید فقط چند میلیارد سال نوری با ما فاصله داشته است. اما در طی این ۱۳ میلیارد سال، فضا آنقدر منبسط شده که اکنون همان کهکشان در فاصلهای بیش از ۴۰ میلیارد سال نوری از ما قرار دارد. به همین دلیل، برای محاسبهی فاصلهی واقعی، اخترشناسان از مدلهای کیهانشناختی مانند مدل استاندارد LCDM (شامل ماده و انرژی تاریک) استفاده میکنند که میزان انبساط فضا را در طول زمان محاسبه میکند.
حداکثر فاصلهای که ما میتوانیم ببینیم، یعنی افق ذرهای، حدود ۴۵ میلیارد سال نوری است. این عدد بسیار بزرگتر از ۱۳٫۷ میلیارد سال (عمر جهان) است. این یعنی نور کهکشانهایی که امروز در لبهی جهان قابل مشاهده هستند، سفری بیش از ۱۳ میلیارد ساله را پشت سر گذاشتهاند، اما در این مدت، خودِ فضا آنقدر منبسط شده که اکنون در فاصلهای بسیار دورتر قرار گرفتهاند.
این پدیده به این معناست که کهکشانهای بسیار دور، با سرعتی بیشتر از نور از ما دور میشوند. اما این موضوع قانون اینشتین را نقض نمیکند، زیرا محدودیت سرعت نور فقط برای حرکت اجرام در فضا صدق میکند، نه برای انبساط خودِ فضا. به عبارت سادهتر، این خودِ فضا است که در حال بزرگتر شدن است و کهکشانها را با خود میبرد، نه اینکه خود کهکشانها با سرعت نور در فضا حرکت کنند.
نکتهی کلیدی: اگر دو کهکشان در دو طرف جهان با سرعتی بیشتر از نور از هم دور شوند، هیچ یک از ناظران، کهکشان دیگر را با سرعتی فراتر از نور در حال حرکت نمیبینند، زیرا این انبساط فضا است، نه حرکت در فضا.
در کیهانشناسی، ما با دو نوع «افق» روبرو هستیم که درک ما از جهان قابل مشاهده را محدود میکنند:
افق ذرهای (یا افق کیهانشناختی): مرز قابل مشاهدهی کنونی ماست. کهکشانهایی که در این محدوده قرار دارند، نوری از خود ساطع کردهاند که در طول تاریخ عمر جهان به ما رسیده است. این افق در حال حاضر حدود ۴۵ میلیارد سال نوری از ما فاصله دارد. به عبارت دیگر، ما نمیتوانیم هیچ رویدادی را ببینیم که فراتر از این مرز رخ داده باشد، زیرا نور آن به ما نرسیده است. با گذشت زمان و پیرتر شدن جهان، این افق نیز بزرگتر میشود و کهکشانهای جدیدی وارد محدودهی دید ما میشوند.
افق رویداد کیهانی: مرزی است که فراتر از آن، نوری که امروز ساطع میشود، هرگز به ما نخواهد رسید. دلیل آن، انبساط شتابدار جهان است که توسط انرژی تاریک ایجاد میشود. این افق در حدود ۱۷ میلیارد سال نوری قرار دارد. کهکشانهای فراتر از این نقطه، برای همیشه از دید ما پنهان خواهند ماند، حتی اگر تا ابد منتظر بمانیم. به عبارت دیگر، این کهکشانها با سرعتی بیشتر از نور از ما دور میشوند و نورشان هرگز به ما نمیرسد.
تفاوت کلیدی: افق ذرهای به ما میگوید چه چیزی را میتوانیم ببینیم، در حالی که افق رویداد کیهانی به ما میگوید چه چیزی را هرگز نخواهیم توانست ببینیم، حتی اگر تا ابد منتظر بمانیم.
چگونه میتوانیم سرعت دورشدن کهکشانها را اندازهگیری کنیم؟ پاسخ در پدیدهی انتقالبهسرخ نهفته است. وقتی نور از منبعی در حال حرکت به سمت ما میآید، اگر منبع از ما دور شود، طولموج نور آن کشیده میشود و به سمت انتهای قرمز طیف الکترومغناطیسی جابهجا میشود. این دقیقاً همان روشی بود که ادوین هابل در سال ۱۹۲۹ با استفاده از آن، انبساط جهان را کشف کرد. هرچه کهکشانی دورتر باشد، انتقالبهسرخ آن بیشتر است واین یعنی با سرعت بیشتری از ما دور میشود.
نقطهی عطف، جایی که اجرام با سرعتی بیشتر از نور از ما دور میشوند، دقیقاً در فاصلهی هابل، یعنی ۱۳٫۷۷ میلیارد سال نوری قرار دارد. کهکشانهای فراتر از این فاصله، با سرعتی بیشتر از نور از ما دور میشوند، اما ما هنوز میتوانیم آنها را ببینیم، زیرا نوری که به ما میرسد، میلیاردها سال پیش سفر خود را آغاز کرده است، زمانی که آن کهکشانها بسیار نزدیکتر بودهاند.
انبساط شتابدار جهان، آیندهای جالب و تا حدودی غمانگیز را رقم میزند. گرچه افق رویداد کیهانی تا حدود ۶۰ میلیارد سال نوری گسترش خواهد یافت، بسیاری از کهکشانها به دلیل انتقالبهسرخ بسیار زیاد، از دید ما محو خواهند شد. نور آنها آنقدر به سمت قرمز جابهجا میشود که عملاً غیرقابل تشخیص میگردد و در نهایت از طیف مرئی ناپدید میشود.
پیشبینی میشود که در حدود ۱۰۰ میلیارد سال آینده، تمام کهکشانهای خارج از گروه محلی (گروهی از کهکشانها که کهکشان راهشیری و آندرومدا در آن قرار دارند) برای همیشه از آسمان شب ناپدید شوند. این به آن معناست که ناظران کیهانی در آن دوران، جهانی بسیار خلوتتر و تاریکتر را مشاهده خواهند کرد، جایی که تنها کهکشانهای باقیمانده در گروه محلی قابل مشاهده هستند. این چشمانداز، نشاندهندهی سرنوشت نهایی جهان ما و محدودیتهای ذاتیِ مشاهدهی کیهان است.
تفاوت اصل و قانون در فیزیک
دانشمندان براي بيان قانون هاي فيزيكي، اغلب از گزاره های كلي و در عین حال مختصر استفاده می کنند. قانون هاي فيزيكي، معمولاً رابطۀ بین برخي از کمیت هاي فيزيكي را توصيف مي كنند و در دامنۀ وسیعی از پدیده های گوناگون طبيعت معتبرند (مانند قانون هاي نيوتون، قانون شکست نور یا قانون پایستگی انرژی) .
برای توصيف دامنة محدودتری از پدیده هاي فيزيكي، که عمومیت کمتری دارند، اغلب از اصطلاح اصل استفاده می شود (مانند اصل پاسکال كه براي شاره هاي ساكن و محصور معتبر است.)
مدل، نظریه و قانون
از
محمد پرگلی -
۱۳۹۴/۰۶/۲۹
0
بیگ بنگ: هنگامی که دانشمندان می کوشند تا مجموعه ی ویژه ای از پدیده ها را درک کنند، غالبا از مدل استفاده می کنند. مدل از نظر علمی، نوعی مقایسه یا تصویر ذهنی از پدیده ها با چیزی است که اغلب با آن آشنا هستیم. برای مثال مدل موجی نور. بر خلاف امواج آب، امواج نوری را نمی بینیم، اما خوب است فکر کنیم نور هم از امواج ساخته شده است، زیرا آزمایش ها دلالت بر آن دارند که از بسیاری جهات نور هم شبیه امواج آب عمل می کند.
light-waves-particles-750x410به گزارش بیگ بنگ، هدف از ارائه ی مدل، به دست آوردن تصویری تقریبا ذهنی یا عینی است، یعنی چیزی را مجسم کردن. هنگامی که نمی توان دید واقعا چه اتفاقی روی می دهد، اغلب مدل ها با مقایسه با یک دستگاه آشنا(برای مثال همان امواج آب) به ما بینش ژرف تری می دهد که می تواند آزمایش های جدیدی را مطرح کند و یا اندیشه هایی را درباره ی دیگر پدیده های وابسته به وجود آورد که شاید روزی به وقوع بپیوندند.
شاید از تفاوت های میان نظریه و مدل شگفت زده شوید، زیرا بعضی اوقات این واژه ها به صورت مترادف هم به کار می روند، اما مدل معمولا ساده است و مقایسه ای ساختاری برای پدیده های مورد بررسی در اختیارمان می گذارد، در صورتی که نظریه گسترده تر و بسیار مفصل تر است و اغلب می توان پیش بینی های کمی آزمون پذیری را با دقت هرچه تمام تر ارائه دهد. بعضی اوقات یک مدل را بسط می دهند و اصلاح می کنند تا با آزمایش های انجام شده در گستره ی وسیعی از پدیده ها مطابقت نزدیکی داشته باشد، در این حال شاید بتوان آن را به عنوان یک نظریه تلقی کرد.
مدل ها می توانند بسیار سودمند باشند، زیرا اغلب به نظریه های مهمی می انجامند، اما آنچه اهمیت دارد این است که نظریه یا مدل را با خود دستگاه های واقعی و پدیده ها اشتباه نگیریم. دانشمندان، عنوان قانون را به گزاره های موجز و فراگیر درباره ی چگونگی رفتار طبیعت نسبت می دهند.(برای مثال پایستگی انرژی). گاهی این گزاره ها به شکل رابطه ها یا معادله ی میان کمیت ها بیان می شوند.(مانند قانون دوم نیوتن F=ma)
Blog-1361-magic-mathقانون گزاره ای است که آزمایش پذیری آن در گستره ی بزرگی از پدیده های مشاهده پذیر به اثبات رسیده باشد. از این رو قانون میان بسیاری از پدیده های مشاهده شده وحدت ایجاد می کند. برای گزاره های کمتر فراگیر اغلب اصطلاح اصل به کار برده می شود.(برای مثال اصل ارشمیدس) البته مرز میان قانون و اصل اختیاری است و در این باره همواره هماهنگی وجود ندارد. قوانین علمی با قوانین سیاسی تفاوت دارند. قوانین سیاسی تجویزی هستند و چگونگی رفتار ما را تعیین می کنند، در حالی که قوانین علمی توصیفی اند و چگونگی رفتار طبیعت نه آن طور که باید باشد، بلکه آن طور که هست را توضیح می دهند.
قوانین نیز مانند نظریه ها نمی توانند به طور نامحدود و متنوع در همه ی موارد ممکن آزموده شوند. بنابراین نمی توان گفت که یک قانون به طور مطلق صحیح است. اصطلاح قانون را هنگامی به کار می بریم که اعتبار آن در گستره ی بزرگی از موارد آزموده،و محدودیت های اعتباری آن به روشنی درک شده باشد. با این حال همین که اطلاعات جدیدی به دست بیاید، بعضی از قوانین اصلاح یا کنار گذاشته می شوند. معمولا دانشمندان به تحقیقات خود طوری ادامه می دهند که گویا قوانین و نظریه ها همواره صحیح هستند، اما آنها مجبورند ذهن خود را در هر مورد آزاد بگذارند تا پذیرای اطلاعات جدیدی باشند، اطلاعاتی که ممکن است اعتبار قانون را تغییر دهد.
نویسنده: داگلاس جیانکولی/ دانشگاه کالیفرنیا
ترجمه: احمد توحیدی
لینک کوتاه مقاله : https://bigbangpage.com/?p=35719
**********************
درون سیاهچالهها چه چیزی پنهان است؟ نظریه اعداد پاسخی عجیب دارد
کد خبر: ۹۱۵۴۵۰
تاریخ انتشار: ۴۲ : ۱۳ - ۰۹ فروردين ۱۴۰۵
خواندنی ها >> خواندنی ها
درون سیاهچالهها چه چیزی پنهان است؟ نظریه اعداد پاسخی عجیب دارد
ذرات جدیدی در قلب سیاهچالهها کشف شدند؟ دانشمندان نظریهای جسورانه درباره ذرات بنیادی درون تاریکترین نقاط جهان مطرح کردهاند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : درون سیاهچالهها چه چیزی پنهان است؟ نظریه اعداد پاسخی عجیب دارد درون سیاهچالهها چه چیزی پنهان است؟ نظریه اعداد پاسخی عجیب دارد
زومیت: ذرات جدیدی در قلب سیاهچالهها کشف شدند؟ دانشمندان نظریهای جسورانه درباره ذرات بنیادی درون تاریکترین نقاط جهان مطرح کردهاند.
ماهیت آنچه درون سیاهچاله وجود دارد، یکی از بزرگترین معماهای علم به شمار میرود. آیا این اجرام کیهانی دربردارنده دروازههایی به جهانهای دیگر هستند یا جهانهایی مستقل را در خود جای دادهاند؟ گرچه چنین فرضیاتی مطرح شدهاند، هنوز پاسخ قطعی در دسترس نیست. افق رویداد سیاهچالهها، یعنی مرزی که گذر از آن به معنای عدم بازگشت است و حتی اطلاعات هم نمیتوانند از آن فرار کنند، امکان بررسی مستقیم درون آنها را سلب میکند.
براساس پیشبینیهای فیزیک، در مرکز هر سیاهچاله نقطهای با چگالی بینهایت وجود دارد که با عنوان «تکنیگی» شناخته میشود. این مفهوم هرچند غیرقابل تصور است، در حال حاضر بهترین توضیحی محسوب میشود که علم برای توصیف ساختار درونی سیاهچالهها ارائه میدهد.
بااینحال، ریاضیات دریچهای نو به سوی فهم معمای درون سیاهچاله گشوده است. برخی نظریهپردازان بر این باورند که میتوان این معما را با استفاده از مفاهیمی که بسیاری از ما از دوران تحصیل خود به خاطر داریم، توصیف کرد: اعداد اول. تحقیقات جدید نشان میدهند که ذراتی با خواص مرتبط با اعداد اول (که در این متن پریمون نامیده میشوند)، ممکن است در مرکز سیاهچالهها وجود داشته باشند و به صورت چرخشی سازمان پیدا کردهاند.
ویژهترین پیشنهاد سال آکادمی همراه اول!
اریک پرلموتر، فیزیکدان موسسه فیزیک نظری فرانسه، معتقد است بسیاری از فیزیکدانان حوزه ذرات با جنبههای عمیق نظریه اعداد آشنایی چندانی ندارند.
اعداد اول اعدادی طبیعی و مثبت هستند که تنها بر یک و خودشان قابل تقسیماند. ویژگی مهمشان این است که هر عددی را میتوان به صورت حاصل ضرب اعداد اول بیان کرد؛ به همین دلیل، اعداد اول واحدهای اساسی ریاضی محسوب میشوند و مشابه «ذرات بنیادی» در فیزیک، امکان تجزیه بیشتر آنها وجود ندارد.
علاقه به اعداد اول در «فرضیه ریمان» ریشه دارد که توزیع ظاهراً تصادفی این اعداد را پیشبینی میکند. براساس این فرضیه، اگر اعداد اول را به ترتیب (۲، ۳، ۵، ۷، ۱۱ و غیره) شمارش کنیم، هیچ الگوی خاصی در مورد زمان پدیدارشدن آنها وجود نخواهد داشت. با وجود اینکه این فرضیه از سال ۱۸۵۹ توسط برنهارد ریمان، ریاضیدان آلمانی مطرح شده، هنوز اثبات نشده است (و هر کس که آن را حل کند، جایزه یک میلیون دلاری دریافت خواهد کرد).
اگر جهان به جای چهار بعد، پنج بعد داشته باشد، تکینگی سیاهچاله تنها با استفاده از اعداد اول «گاوسی» قابل توصیف خواهد بود
بیش از ۱۲۰ سال پس از طرح فرضیه ریمان، فیزیکدانی به نام برنارد جولیا، ایده استفاده از ذرات بنیادی غیربرهمکنشی با سطوح انرژی مرتبط با اعداد اول را مطرح کرد. او این ذرات را «پریمون» نامید و دریافت که تابع ریاضی مورد استفاده برای توصیف خواص آنها همان تابع زتای ریمان است که نقش کلیدی در فرضیه ریمان دارد.
گرچه پریمونها هنوز جنبه نظری دارند، تحقیقات اخیر نشان میدهد که ممکن است صرفاً یک اختراع ریاضی نباشند. مطالعهای که سال ۲۰۲۵ توسط فیزیکدانان کمبریج انجام شد، حاکی از آن بود که قلمرو کوانتومی نزدیک به تکینگی سیاهچاله خود را به الگویی منظم و «همشکل» از اعداد اول سازماندهی میکند؛ گویی ابری از گاز پریمونی در حال شکلگیری است. محققان در مقالهای بعدی، حدس زدند که اگر جهان به جای چهار بعد، پنج بعد داشته باشد، تکینگی سیاهچاله تنها با استفاده از اعداد اول «گاوسی» قابل توصیف خواهد بود.
شان هارتنول، سرپرست تیم تحقیقاتی دانشگاه کمبریج، بیان کرد: «هنوز ابعاد و اهمیت همزمانی اعداد اول در نزدیکی تکینگی مشخص نیست.» بااینحال، وی بر جذابیت ارتباط این یافتهها با نظریههای گرانشی چندبعدی و حتی پتانسیل آن برای ارائه رویکردهای جدید به نظریه مکانیکی کوانتومی گرانش تأکید کرد.
پرلموتر که تحقیقات خود را بر اساس ایدههای ریمان برای توصیف گرانش کوانتومی انجام داده، در مورد آینده این حوزه خوشبین است. او میگوید هدف از این پژوهشها درک ساختار سیاهچالهها در چارچوب گرانش کوانتومی است. یافتههای اولیه نشان میدهد که این اجرام کیهانی توسط الگوهای منظمی سامان مییابند و نظریه اعداد میتواند ابزاری مناسب برای توصیف آنها باشد.