سال بعدالفهرستسال قبل

محمد بن أحمد ابن رشد الاندلسي(520 - 595 هـ = 1126 - 1198 م)

محمد بن أحمد ابن رشد الاندلسي(520 - 595 هـ = 1126 - 1198 م)
ابن رشد جد ابن رشد فيلسوف

سال وفاتش را ۵۹۵ نوشتند ولی در پاورقی الاعلام گفته که اواخر سال ۵۹۴ بوده، و در ویکی روز سال میلادی را معین کرده: ۱۰ دسامبر ۱۱۹۸.---





محمد بن احمد بن رشد اندلسی-ویکی پدیا
محمد بن احمد بن رشد اندلسی (به عربی: أبو الولید محمد بن أحمد بن رشد) یا ابن رشد (زادهٔ ۱۱۲۶ در قرطبه (کوردوبای کنونی)، اندلس (اسپانیا) – درگذشتهٔ ۱۰ دسامبر ۱۱۹۸ در مراکش، مراکش) همه‌چیزدان[۱] و فیلسوف نامدار اسپانیایی و مسلمان بود. در اکثر زبان‌های غربی او را با نام «اورئوس» (Averroes) می‌شناسند که به نوعی همان تلفّظ «ابن رشد» است.[۲]

ابن رشد بخاطر عقایدش در اواخر عمر، به دستور خلیفه اسلامی، از دارالخلافه به روستائی در نزدیکی قرطبه تبعید شد و کتابهایش را نیز سوزاندند. او مدتی بعد در اثر بیماری و ناراحتی‌های ناشی از تبعید و تحقیر درگذشت.[۳][۴][۵][۶]
کنیه و لقب

کنیه وی ابوا‍لولید است و معمولاً برای تمییز او از جدش که همچون وی محمدبن احمد نام دارد از لقب «حفید» (نواده) استفاده می‌شود.[۷]
تحصیلات

نخستین آموزش‌های ابن رشد در زمینه فقه مالکی است. او نزد پدرش الموطأ مالک را آموخت. سپس تحصیلاتش را در رشته‌های کلام و حقوق و پزشکی ادامه داد و مدّت‌ها نیز در شهرهای «اشبیلیه» (سویل کنونی) و «قرطبه» به کار قضاوت اشتغال داشت. او به بقای ماده و وجود یک حقیقت ابدی با خدا معتقد بود و متذکر شد که گاهی فلسفه با دین ناسازگاری تام دارد و از این جهت دیدگاه‌های دوگانه‌ای اظهار داشته است.[۸]

وی در جوانی با کمک عبدالمؤمن علی، مدتی به ستاره‌شناسی پرداخت و بنا به گفته خود، قصد داشته تا دانش ستاره‌شناسی را که بر هیئت بطلمیوسی و ریاضیات مربوط به آن تکیه داشته را متحول سازد و بر اساس «اصول طبیعی» که در میان قدمای یونان مرسوم بود، آن را نظم و نسق دهد.[۹]
کیش و آیین

او از مسلمانان سنی مالکی بود و در زمان زندگیش کلیسا آثار او را محکوم می‌دانست.
عقاید و اندیشه‌ها

ماجد فخری، که کتاب معروف وی دربارهٔ ابن رشد یکی از بهترین تک نگاریها در زبان عربی است، دیدگاه‌های ابن رشد را به ترتیب زیر بیان کرده است:

شریعت و فلسفه (جایگاه عقل در ایمان)، اختیار و تقدیر، حدوث موجودات، اسباب نهایی موجودات، مبدأ اول و جواهر مفارق، ازلی بودن عالم، خلق یا ابداع، خدا و صفات او، نفس و قوای آن، اخلاق و سیاست.[۱۰]

عبدالرحمن بدوی در بیان دیدگاه‌های ابن رشد پس از توضیح رابطه عقل و نقل از دیدگاه ابن رشد، دربارهٔ قدم عالم، علم خداوند به جزئیات، انکار معاد جسمانی، براهین اثبات وجود خداوند، نقد نظریه فیض و بالاخره سیاست سخن گفته است.[۱۰]

اولیور لیمن نیز در شرح عقاید وی به مسئله خدا، روح (معاد جسمانی) و تفکر سیاسی و اخلاقی وی بسنده کرده است.[۱۱]
فلسفه ابن رشد

فلسفهٔ او را در غرب «اوروئسیسم» می‌نامند که می‌تواند به «ابن رشدگرایی» یا «مکتب ابن رشد» ترجمه شود. او تلاش داشت فلسفه ارسطویی را با اسلام تطبیق دهد. او برخلاف اسلام و همانند بودایی‌گری به ابدی‌بودن روح معتقد نبود.

ابن رشد در کتاب فصل المقال، درصدد اثبات این مطلب است که شرع نه تنها آموختن از منطق و فلسفه را منع نکرده، بلکه در قرآن کریم بر آن توصیه و سفارش نیز شده است. وی برای اثبات مدعای خود تعریف خاصی از فلسفه ارائه می‌دهد و چنین استدلال می‌کند:

اگر وظیفه فلسفه چیزی بیش از نگریستن و نظر کردن در موجودات و بررسی آنها از جهت راهنمایی و دلالتی که بر صانع دارند، یعنی ملاحظه مصنوع بودن آنها، نیست و اگر هرچه معرفت آدمی به مصنوعات بیشتر باشد معرفت او به صانع کامل تر است و با توجه به اینکه شریعت ما را به ملاحظه و بررسی مصنوعات ترغیب کرده است، پس آنچه فلسفه بر آن دلالت دارد یا واجب شرعی است یا مستحب و ستوده.[۱۲]

نظریه قدم عالم

ابن رشد در بحث مربوط به حدوث یا قدم عالم، قائل به حدوث عالم می‌باشد؛ و در توجیه ادعای خود به دسته‌بندی موجودات می‌پردازد و می‌گوید وجود موجودی که افزون بر سبب فاعلی، ماده و مدت دارد و از این روی پیش از آن زمانی بوده است (مانند اجسام محسوس) مورد قبول فیلسوف و متکلم است. این نوع موجودات که معمولاً مُدرَک به حس اند بالاتفاق حادث نامیده می‌شوند. نیز وجود موجودی که نه سبب فاعلی دارد و نه ماده و مدت، یعنی خداوندعالم، بالاتفاق مورد تأیید است و در تسمیه آن به قدیم نیز اختلافی نیست؛ اما دربارهٔ وجود موجودی که سبب فاعلی دارد (عن شیءٍ است) اما سبب مادی ندارد (من شیءٍ نیست) و از این روی زمانی هم بر آن مقدّم نیست -مانند کل عالم - چه باید گفت؟

به نظر ابن رشد متکلمان هرچند به صراحت چنین موجودی را نمی‌پذیرند لازمه رأی آنان دربارهٔ متناهی بودن زمان در گذشته برخلاف زمان در آینده، پذیرش چنین موجودی است. بدین ترتیب در اصل وجود موجودی که عن شیءٍ است اما زمانی سابق بر آن وجود ندارد اختلافی نیست. اختلاف در نام گذاری این موجود است که فیلسوفان با توجه به عدم سبق زمان بر آن، آن را قدیم می‌نامند و متکلمان با توجه به ویژگی معلولی و عن شیءٍ بودن آن، آن را حادث می‌خوانند.[۱۳]
آثار فقهی

«کتاب فصل المقال فی‌مابین الحکمة و الشریعة من الاتصال» کتاب مشهور اوست که با نگاهی متفاوت به قرآن نگاه می‌کند و از سوی بعضی از عالمان سنی مذهب به عنوان کتابی کفرآمیز اعلام شده است.

ابن رشد بزرگ‌ترین کسی است که در زمینه سازگاری مکتب تهافت (غزالی) با مکتب مشاء (فاراب و ابن سینا) گام برداشت. او بزرگ‌ترین فیلسوف بلامنازع اهل سنت است. از فلسفه ارسطو سیراب شده و هرگز از دایره نگرش اسلامی بیرون نرفته است. هر کجا ابن‌سینا و فارابی کوتاهی کرده باشند، آنان را مورد انتقاد قرار می‌دهد، و هرگاه غزالی محق باشد حق را به او می‌دهد، همچنین وقتی خطا کرده یا عمداً از راه صواب منحرف شده باشد، او را استهزاء کرده و متهم به سفسطه می‌کند.[۱۴]

کتاب مناهج الأدلة

کتاب بدایة المجتهد و نهایة المقتصد
آثار فلسفی

تهافت التهافت در ردّ تهافة الفلاسفه غزالی. کلمه تهافت به معنای نقض استدلال و ارائه ناپیوستگی یا تناقض اجزاء دلیل بکار می‌رود. هدف ابن رشد از نگارش این کتاب ردّ مجادلات غزالی است. وی در کتاب تهافت التهافت به غزالی و ابن سینا ایراد می‌گیرد که فلسفه ارسطو را ناقص فهمیده‌اند. این کتاب در اصل به زبان عربی است و به زبانهای لاتین، فارسی، عبری و انگلیسی ترجمه شده است. این کتاب را حسن فتحی و علی اصغر حلبی به فارسی ترجمه کرده‌اند.
رساله فی ترکیب الاجرام. این کتاب مجموعه رسائلی است که در زمانهای مختلف نوشته شده و به دو زبان عبری و لاتین منتشر شده است.
کتابان فی الاتصال. مشتمل بر دو کتاب است که به زبان لاتین و عبری نوشته شده است.
اربعة کتب فی مسألة هل العقل المادّی یمکنه ادراک الصور المنفصله. این کتاب به زبان لاتین است.
شرح کلام ابن باجه فی اتصّال العقل المنفصل بالانسان. این کتاب در کتابخانه مشکوة-شماره ۲۷ (صفحه ۵۶) اسکوریال است.
کتاب الکون.
فی مقولات الشرطیّه.
الضروری فی المنطق.
مختصر المنطق.
مقدمة الفلسفه فی اثنی عشر رسالة.
شرح جمهوریّة افلاطون.
شرح فارابی و ارسطو فی المنطق.
شروح علی الفارابی فی مختلف المسائل.
نقد الفارابی فی التحلیلات الثانی لارسطو.
ردّ علی ابن سینا فی تقسیم المخلوقات و قوله اتها ممکنه مطلقاً و ممکنه بذاتها و لازمة بما هو خارج عنها و لازمة بذاتها.
شرح وسط لما بعد الطبیعة عن ترجمة نیقولا الدمشقی.
فی علم اللّه بالجزئیات.
فی علم اللّه بالجزئیات.
البحث فیما ورد فی کتاب الشفاء ماوراءالطبیعه.
فی وجود المادّة الاولی.
فی الزمان.
فی العقل و المعقول.
مسائل فی الفلسفه.
شرح الفردوسی فی العقل.
اسئلة و اجوبة فی النفس.
اسئلة و اجوبة فی علم النفس.
السماء و الدنیا.

فهرست بالا را محمّد لطفی جمعه براساس تحقیق و استدلال تهیه کرده است. به نظر وی ابن رشد غیر از این کتب اثر دیگری ندارد و اگر کسی مدعی خلاف این مطلب باشد باید اقامه دلیل کند. ب:آثار فقهی ۱-فصل المقال (منتشر شده است). مشکوة-شماره ۲۷ (صفحه ۵۷)

ملخص فصل المقال
التقریب بین المشّائین و المتکلّمین.
الکشف عن مناهج الادلة.
شرح کتاب الایمان (امام المهدی ابی عبدالله محمّد بن تومرت شیخ الموحدیّن).
هدایة المجتهد و نهایة المقصد.
مختصر المستصفی فی اصول الفقه.
کتاب فی التنبیه الی اغلاط المتون.
الدعاوی (در سه جلد)
دروس فی الفقه العربی (کتابخانه اسکوریال).
کتاب فی الذبیحه.
کتاب الخراج.
الکّسب الحرام.

علاوه براین کتابها، ابن رشد چهار کتاب در فلکیّات (هیئت) و دو کتاب در نحو و بیست کتاب در طب تألیف کرده است. تاریخ فلسفه اسلامی ص۱۶۸
تأثیرات پس از مرگ
فرسک مدرسه آتن اثر رافائل، بخشی از اثر که ابن رشد در آن حضور دارد

راجر بیکن آثار ابن رشد را در دانشگاه آکسفورد تدریس می‌کرد.
مایکل اسکات پاره ای از آثار ابن رشد را از عربی به لاتین و انگلیسی برگرداند از جمله شرحهای ابن رشد بر پاره ای آثار ارسطو مثل: السماء، العالم، کتاب‌النفس و مابعدالطبیعة
مجسمه‌هایی از ابن رشد هنوز در کوردوبا (قرطبه)، اسپانیا قرار دارد.
رافائل، نقاش شهیر ایتالیایی، تصویرش را در یکی از نقاشی‌هایش آورده است.
دانته در کتاب معروف خود، «کمدی الهی»، به او اشاره می‌کند.
خورخه لوئیس بورخس داستان کوتاهی با نام «جستجوی ابن رشد» نوشته است که در مورد جستجوی او برای کشف معانی تراژدی و کمدی است.
جیمز جویس در کتاب مشهور خود، اولیس، مختصراً به او اشاره می‌کند.
او شخصیت اصلی فیلم «سرنوشت» به کارگردانی یوسف شاهین است.
سیارکی در آسمان به نام او «۸۳۱۸ ابن رشد» نام‌گذاری شده است.
گودالی به قطر ۳۳ کیلومتر روی ماه به‌نام او نام‌گذاری شده است.

منابع

Daly, Jonathan (2013). The Rise of Western Power: A Comparative History of Western Civilization (in English). A&C Black. p. 18. ISBN 978-1-4411-1851-6.
«ابن رشد؛ فیلسوفی که باید از نو شناخت». www.cgie.org.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۴-۰۴-۱۷.
«من قتل ابن رشد». الاتحاد. دریافت‌شده در ۲۱ آوریل ۲۰۲۲.
عبدالواحد مراکشی، المعجب، ج۱، ص۳۰۶، تحقیق محمد سعید العریان و محمد العربی العلمی، قاهره، ۱۳۶۸ق.
محمد مراکشی، الذیل و التکمله، ج۱، ص۲۴، تحقیق احسان عباس، بیروت، ۱۹۷۳م.
محمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۳۰۹، تحقیق بشار عواد معروف و محیی هلال السرحان، بیروت، ۱۴۰۴ق‌/۱۹۸۴م‌
درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی. ج. ۲. ص. ۲۵.
تاریخ الفلسفة فی الاسلام. ص. ۳۱۵.
دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج. ۳. صص. ۵۵۶ و ۵۵۷.
درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی. ج. ۲. ص. ۳۱.
see "Averroes", in: William craig(ed), Rutledge Encyclopaedia of Philosophy, V.4, P.641-2
فصل المقال و تقریر ما بین الشریعة و الحکمة من الاتصال. ص. ۲۷.
فصل المقال فی‌مابین الحکمة و الشریعة من الاتصال. صص. ۴۰–۴۳.

«کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت - تهافتیان سرسخت». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۳ ژوئن ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۳ مه ۲۰۱۲.

مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به ابن رشد در ویکی‌گفتاورد موجود است.
در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ ابن رشد موجود است.

«تهافت الفلاسفه» کتابی کاملاً فلسفی است

https://asatid.tabrizu.ac.ir/fa/pages/books.aspx?h.fathi بایگانی‌شده در ۱۳ اوت ۲۰۲۰ توسط Wayback Machine

https://www.adinehbook.com/gp/product/9647468741/ref=sr_2_1000_9

آی کتاب (برداشت آزاد)
ابراهیمی دینانی (مصاحبه با دینانی: نویسنده کتاب درخشش ابن رشد در حکمت مشا)
(مدخل ابن رشد از دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)

رده‌ها:

ابن رشداخترشناسان جهان اسلام قرون وسطیاخترشناسان عرب قرون وسطیاخلاق‌گرایانارسطوشناسانافراد اندلس (اسلامی)افلاطون‌شناسانالهی‌دانان مسلماناندلس (اسلامی)اهالی اندلس در سده ۱۲ (میلادی)اهالی کوردوبا، اسپانیاپزشکان سده ۱۲ (میلادی)پزشکان سده‌های میانه اسلامیپزشکان عرب قرون وسطیخاک‌سپاری‌ها در مراکش (شهر)درگذشتگان ۱۱۹۸ (میلادی)روان‌شناسان اهل اسپانیاروان‌شناسانروحانیان سنیزادگان ۱۱۲۶ (میلادی)ستاره‌شناسان سده ۱۲ (میلادی)شناخت‌شناسانفیزیک‌دانان قرون وسطیفیلسوفان اجتماعیفیلسوفان اخلاقفیلسوفان ادبیاتفیلسوفان ارسطوییفیلسوفان اهل اسپانیافیلسوفان تاریخفیلسوفان دینفیلسوفان ذهنفیلسوفان روان‌شناسیفیلسوفان زبانفیلسوفان سده ۱۲ (میلادی)فیلسوفان سده‌های میانهفیلسوفان سیاسیفیلسوفان عرب‌زبانفیلسوفان علمفیلسوفان فرهنگفیلسوفان مسلمانفیلسوفان منطقکتابخانه یونسکومالکی‌هامتافیزیک‌پژوهانمرابطانمرگ در مراکشمرگ‌ها در مراکشمنتقدان اجتماعیمنتقدان فرهنگیمنطق‌دانانهستی‌شناسانمنتقدان مسیحیتمنتقدان بی‌خدایی




الأعلام للزركلي (5/ 318)
ابن رُشْد
(520 - 595 هـ = 1126 - 1198 م)
محمد بن أحمد بن محمد بن رشد ض الأندلسي، أبو الوليد: الفيلسوف. من أهل قرطبة. يسميه الإفرنج (Averroes) عني بكلام أرسطو وترجمه إلى العربية، وزاد عليه زيادات كثيرة.
وصنف نحو خمسين كتابا، منها " فلسفة ابن رشد - ط " وتسميته حديثة وهو مشتمل بعض مصنفاته، و " التحصيل " في اختلاف مذاهب العلماء، و " الحيوان " و " فصل المقال فيما بين الحكمة والشريعة من الاتصال - ط " و " الضروريّ " في المنطق، و " منهاج الأدلة " في الأصول، و " المسائل - خ " في الحكمة، " وتهافت التهافت - ط " في الرد على الغزالي، و " بداية المجتهد ونهاية المقتصد - ط " في الفقه، و " جوامع كتب أرسطاطاليس - خ " في الطبيعيات والإلهيات، و " تلخيص كتب أرسطو - خ " و " علم ما بعد الطبيعة - ط " و " الكليات - ط " بالتصوير الشمسي، في الطب، ترجم إلى اللاتينية والإسبانية والعبرية، و " شرح أرجوزة ابن سينا - خ " في الطب، في خزانة القرويين (الرقم 2786) بفاس، و " تلخيص كتاب النفس - ط " ورسالة في " حركة الفلك ". وكان دمث الأخلاق، حسن الرأي. عرف المنصور (المؤمني) قدره فأجلّه وقدمه. واتهمه خصومه بالزندقة والإلحاد، فأوغروا عليه صدر المنصور، فنفاه إلى مراكش، وأحرق بعض كتبه، ثم رضي عنه وأذن له بالعودة إلى وطنه، فعاجلته الوفاة بمراكش، ونقلت جثته إلى قرطبة، قال ابن الأبار: كان يفزع إلى فتواه في الطب كما يفزع إلى فتواه في الفقه. ويلقب بابن رشد " الحفيد " تمييزا له عن جدّه أبي الوليد محمد بن أحمد (المتوفى سنة 520) ومما كتب فيه: " ابن رشد وفلسفته - ط " لفرح أنطون، و " ابن رشد - ط " ليوحنا قمير، و " ابن رشد الفيلسوف - ط " لمحمد بن يوسف موسى، و " ابن رشد - ط " لعباس محمود العقاد (1)
__________
(1) قضاة الأندلس 111 والتكملة لابن الأبار 1: 269 والإعلام - خ. في وفيات سنة 595 والمعجب 242 و 305 وفيه: وفاته في آخر سنة 594 وقد ناهز الثمانين. وطبقات الأطباء 2: 75 وشذرات الذهب 4: 320 وآداب اللغة 3: 104 والفهرس التمهيدي == 456 و 467 والمستشرق كارا دي فو.B Carra de Vaux في دائرة المعارف الإسلامية 1: 166 - 175 والمغرب 104.





http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7_%28%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%29

کوردوبا یا قُرطَبه (به اسپانیایی: Córdoba به انگلیسی: Cordova[۱]) شهری در منطقه اَندَلُس در جنوب اسپانیا و مرکز استان کوردوبا در اسپانیا است.


لكتاب: بداية المجتهد ونهاية المقتصد
المؤلف: أبو الوليد محمد بن أحمد بن محمد بن أحمد بن رشد القرطبي الشهير بابن رشد الحفيد (المتوفى: 595هـ)
الناشر: دار الحديث - القاهرة
الطبعة: بدون طبعة
تاريخ النشر: 1425هـ - 2004 م
عدد الأجزاء: 4
[ترقيم الكتاب موافق للمطبوع]




ابن رشد (520 - 595 هـ = 1126 - 1198 م) 

محمد بن أحمد بن محمد بن رشد الأندلسي، أبو الوليد: الفيلسوف.
من أهل قرطبة.
يسميه الإفرنج [ Averroes ] عني بكلام أرسطو وترجمه إلى العربية، وزاد عليه زيادات كثيرة.
وصنف نحو خمسين كتابا، منها « فلسفة ابن رشد - ط » وتسميته حديثة وهو مشتمل بعض مصنفاته، و « التحصيل » في اختلاف مذاهب العلماء، و «الحيوان» و «فصل المقال فيما بين الحكمة والشريعة من الاتصال - ط» و «الضروري» في المنطق، و «منهاج الأدلة» في الأصول، و «المسائل - خ» في الحكمة، «وتهافت التهافت - ط» في الرد على الغزالي، و «بداية المجتهد ونهاية المقتصد - ط» في الفقه، و «جوامع كتب أرسطاطاليس - خ» في الطبيعيات والإلهيات، و «تلخيص كتب أرسطو - خ» و «علم ما بعد الطبيعة - ط» و «الكليات - ط» بالتصوير الشمسي، في الطب، ترجم إلى اللاتينية والإسبانية والعبرية، و «شرح أرجوزة ابن سينا - خ» في الطب، في خزانة القرويين (الرقم 2786) بفاس، و «تلخيص كتاب النفس - ط» ورسالة في «حركة الفلك». وكان دمث الأخلاق، حسن الرأي.
عرف المنصور (المؤمني) قدره فأجله وقدمه.
واتهمه خصومه بالزندقة والإلحاد، فأوغروا عليه صدر المنصور، فنفاه إلى مراكش، وأحرق بعض كتبه، ثم رضي عنه وأذن له بالعودة إلى وطنه، فعاجلته الوفاة بمراكش، ونقلت جثته إلى قرطبة، قال ابن الأبار: كان يفزع إلى فتواه في الطب كما يفزع إلى فتواه في الفقه.
ويلقب بابن رشد «الحفيد» تمييزا له عن جده أبي الوليد محمد بن أحمد (المتوفى سنة 520) ومما كتب فيه: «ابن رشد وفلسفته - ط» لفرح أنطون، و «ابن رشد - ط» ليوحنا قمير، و «ابن رشد الفيلسوف - ط» لمحمد بن يوسف موسى، و «ابن رشد - ط» لعباس محمود العقاد .

نقلا عن : الأعلام للزركلي



ابن رشد جد ابن رشد فيلسوف



الأعلام للزركلي (5/ 316)
ابن رُشْد
(450 - 520 هـ = 1058 - 1126 م)
محمد بن أحمد ابن رشد، أبو الوليد: قاضي الجماعة بقرطبة. من أعيان المالكية. وهو جدّ ابن رُشْد الفيلسوف (محمد بن أحمد) الآتي.
[[محمد بن أحمد ابن رشد، أبو الوليد عن مخطوطة الجزء الخامس من كتابه " المقدمات الممهدات " في مكتبة " القيروان " أطلعني السيد إبراهيم شبوح القيرواني على ورقتها الاولى وهي مكتوبة على الرق.]]
له تآليف، منها " المقدمات الممهدات - ط " في الأحكام الشرعية، و " البيان والتحصيل - خ " (*) فقه، و " مختصر شرح معاني الآثار للطحاوي - خ " و " الفتاوى - خ " و " اختصار المبسوطة " و " المسائل - خ " مجموعة من فتاويه، في معهد المخطوطات. مولده ووفاته بقرطبة (1) .





شرح حال محمد بن أحمد ابن رشد الاندلسي(520 - 595 هـ = 1126 - 1198 م)